ذبيح الله صفا

672

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و « پسر خطيب فوشنج » از شاعران نيمهء اوّل قرن هشتم هجرى و از جملهء گويندگان معروف حماسه‌هاى تاريخى در ايرانست . اطّلاع ما از شرح حالش منحصرست باشاراتى كه در ذكر وقايع سلاطين آل كرت آمده است و از مجموع اين اشارات مىتوان شرح جامعى در باب سرگذشت او فراهم آورد . نسب او اصلا به مهاجران تازى كه بخراسان آمده بودند مىپيوست « 1 » و پدر او در پوشنگ ( فوشنج ) از اعمال هرات سمت خطيبى داشت و به همين سبب است كه سيفى هروى گفته كه او « پسر خطيب فوشنج » بوده است . سخن سيفى در اين باب چنين است : « ملك مرحوم فخر الدولة و الدين طاب ثراه پسر خطيب فوشنج را ، كه او را بلقب صدر الدين خواندندى ، و در اشعار خود را ربيعى خواندى ، بدرگاه خود مقرّب گردانيده بود » « 2 » و بنابراين در مواردى كه نام ربيعى را « صدر الدين خطيب » نوشته‌اند بايد آن را باضافهء ابنى خواند و تركيب وصفى بشمار نياورد « 3 » . ربيعى در قصيده‌يى كه در

--> از صفحهء پيش مختلف مخصوصا صفحات 448 - 456 * مونس الاحرار ج 1 چاپ تهران 1337 ص : لض - لظ * حبيب السير چاپ تهران ، ج 3 ص 376 - 378 * مجمل فصيحى حوادث سال 702 هجرى * از سعدى تا جامى ، چاپ دوم ص 194 - 196 * مقالهء مرحوم عباس اقبال آشتيانى بنام « ربيعى پوشنگى » در مجلهء مهر شمارهء سوم سال اول * مقالهء مرحوم ملك الشعراء بهار در مجلهء ارمغان شمارهء اول سال ششم * حماسه‌سرايى در ايران ، دكتر صفا ، چاپ دوم ص 358 - 359 ( 1 ) - وى در قصيده‌يى كه در حبس فخر الدين ساخته چنين گفته است : خسروا دست ميالاى كه از ريگ عرب * چشمه‌يى سرزند آبشخورش از خاك عجم ( 2 ) - تاريخ‌نامهء هرات ص 448 ( 3 ) - شايد به همين علت باشد كه ربيعى را در بعض تذكره‌ها « ابن خطيب » ناميده و ياد كرده‌اند